الملا فتح الله الكاشاني

53

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

بينيد اين عذاب را و كوريد از مشاهدهء آن هم چنان كه در دنيا كور بوديد از ديدن آنچه دلالت بر وقوع اينعذاب ميكرد اين قول از روى تقريع و تهكمست يا آنكه مسدود شده است چشمهاى شما از ديدن اين عذاب هم چنان كه در دنيا نزد مشاهدهء معجزات و آيات ميگفتند كه سكرت ابصارنا يعنى چشم ما را مسحور ساخته‌اند و نميبينيم آنچه بما مىنمايى از آيات ظاهره و معجزات باهره و بدانكه دخول فا بر خبر از براى اشعار است بر معنى مذكور و تقديم آن بر مبتداء بسبب آنست كه آن مقصود بالذاتست در انكار و توبيخ نه مبتداء پس بعد از تقريع و توبيخ ايشان را گويند كه * ( اصْلَوْها ) * در آئيد بدوزخ * ( فَاصْبِرُوا ) * پس صبر كنيد بر كشيدن عذاب * ( أَوْ لا تَصْبِرُوا ) * يا صبر مكنيد و جزع ننمائيد * ( سَواءٌ عَلَيْكُمْ ) * يكسان است بر شما صبر و عدم صبر يعنى بر هر وجه كه ميخواهيد از صبر و عدم صبر در دوزخ داخل شويد كه هيچ محيصى و مفرى نيست كه شما را از آن باز دارد پس نه قوت پرهيز داريد و نه پاى گريز و ابدا معذب خواهيد بود در آن * ( إِنَّما تُجْزَوْنَ ) * جز اين نيست كه جزا داده ميشويد * ( ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ) * به آنچه بوديد كه عمل ميكرديد در دنيا از استهزاء و انكار و تكذيب و غير آن اين كلام تعليل استوا است چه جزاى كفر واجب الوقوع است پس صبر و عدم صبر مساوى باشد در عدم نفع خلاصه سخن در اين باب آنست كه مزيت صبر بر جزع نفع آنست در عاقبت كه آن مجازات صابر است بر صبر بجزاى خير و چون صبر در آنجا بر عذابيست كه عين جزا است و هيچ عاقبتى بر آن منفعتى مترتب نيست پس آن را مزيتى بر جزع نباشد و بعد از ذكر حالات دوزخيان بيان احوال متقيان مىفرمايد بقوله * ( إِنَّ الْمُتَّقِينَ ) * بدرستى كه پرهيزكاران از كفر و شرك و عصيان * ( فِي جَنَّاتٍ ) * در بوستانهاى باشند و چه بوستانها * ( وَنَعِيمٍ ) * در نعمتها و چه نعمتها يعنى بوستانها و نعمتهايى كه در نضارت و كرامت بمرتبهء كمال باشند * ( فاكِهِينَ ) * در حالتى كه لذت كنند - گان و خوشحالان باشند * ( بِما آتاهُمْ ) * بسبب عطا كردن ايشان را * ( رَبُّهُمْ ) * پروردگار ايشان * ( وَوَقاهُمْ ) * و نگاه داشتن ايشان را * ( رَبُّهُمْ ) * آفريدگار ايشان * ( عَذابَ الْجَحِيمِ ) * از عذاب دوزخ يعنى اينكه در آن روز بهشتيان فرحان و شادان باشند بسبب عطا كردن حق سبحانه باشد ايشان را انواع نعم و نگاه داشتن ايشان از عذاب دوزخ و بنا بر اين معنى وقيهم عطف است بر اتيهم و ما ماى مصدريه و ميتواند بود كه معطوف باشد بر في جنات يعنى بدرستى كه پرهيزكنندگان را نگه ميدارد خدا از عذاب نيران يا حال باشد باضمار قد از ضمير مستكن در ظرف يا از فاعل انى يا از مفعول آن يا از هر دو يعنى متقيان در بهشت